مرتضى مطهرى
66
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
واقع خواهد شد يا در حال واقع شدن است و يا همواره بوده و هست و خواهد بود خبر مىدهد ؛ مثل آن كه مىگوييم : « من سال گذشته به مكه رفتم » ، « من سال آينده در فوق ليسانس شركت مىكنم » ، « من اكنون مريضم » ، « آهن در اثر حرارت انبساط مىيابد » . اما « مركّب انشائى » عبارت است از جملهاى كه از چيزى خبر نمىدهد بلكه خود به وجود آورندهء يك معنى است ؛ مثل اين كه مىگوييم : « برو » ، « بيا » ، « حرف نزن » ، « آيا با من مىآيى ؟ » . ما با اين جملهها فرمان - يعنى امر و نهى - و سؤال انشاء مىكنيم و به وجود مىآوريم بدون اينكه از چيزى خبر داده باشيم . « مركّب تامّ خبرى » چون از چيزى حكايت مىكند و خبر مىدهد ممكن است با آنچه از آن خبر مىدهد مطابقت داشته باشد و ممكن است مطابقت نداشته باشد . مثلًا وقتى مىگوييم : « من سال گذشته به مكه رفتم » ممكن است واقعاً چنين باشد و من سال گذشته به مكه رفته باشم ، در اين صورت اين جملهء خبريّه صادق است ، و ممكن است نرفته باشم و در اين صورت اين جمله كاذب است . اما « مركّب انشائى » چون از چيزى حكايت نمىكند و خبر نمىدهد بلكه خود به وجود آورندهء يك معنى است ، چيزى در خارج ندارد كه با آن مطابقت داشته باشد يا مطابقت نداشته باشد ؛ از اين رو در « مركّب انشائى » صادق بودن يا كاذب بودن بىمعنى است . « قضيّه » در اصطلاح منطقيّين همان « قول مركّب تامّ خبرى » است . لهذا در تعريف « قضيّه » مىگويند : « قولٌ يحتملُ الصّدقُ وَ الكِذبُ » قولى است كه احتمال صدق و كذب در آن راه دارد . سرّ اين كه مىگوييم « احتمال صدق و كذب در آن راه دارد » اين است كه اولًا قولى است مركّب نه مفرد ، ثانياً مركّب تامّ است نه غير تامّ ، ثالثاً مركّب تامّ خبرى است نه انشائى ؛ زيرا در قول مفرد و همچنين قول مركّب غير تامّ و همچنين قول مركّب تامّ انشائى احتمال صدق و كذب راه ندارد . گفتيم كه منطق اولًا و بالذّات سر و كارش با معانى است و ثانياً و بالتّبع سر و كارش با الفاظ است . اگر چه آنچه تاكنون گفتيم دربارهء قول و لفظ بود ، اما منظور اصلى معانى است .